آیا ردمجیک ۱۱ پرو با فلسفهی «قدرت، بالاتر از همهچیز» و سیستم خنککنندهی مایع عجیبش، در دنیای واقعی میتواند آنطور که باید، سربلند باشد؟
گوشیهای گیمینگ از فلسفهی وجودی متفاوتی پیروی میکنند و نباید آنها را با همان معیارهای مرسومِ دنیای موبایل سنجید. رسالت اصلی این محصولات، قربانیکردن هر ویژگی غیرضروری در پیشگاه «عملکرد خالص» و «راحتی گیمر» است؛ از ظرافت طراحی گرفته تا کیفیت دوربین، همهچیز فدای پایداری عملکرد و خنکماندن دستگاه میشود. ردمجیک ۱۱ پرو، تجسم بینقص همین تفکر بهشمار میآید؛ دستگاهی که بدون هیچ تعارفی، قدرت را بر همهچیز مقدم میشمارد.
اینبار ردمجیک پا را فراتر هم گذاشته و با ترکیب سیستم خنککنندهی مایع واقعی در کنار فن توربوی شناختهشدهاش، توجه زیادی را در دنیای فناوری بهسوی خود جلب کرده؛ اما پرسش اصلی این است که آیا نوآوری ردمجیک صرفا به یک نمایش تبلیغاتی محدود میشود یا واقعا میتواند کمک مؤثری برای سیستمخنککنندهی گوشی باشد تا گرما را در سناریوهای سنگین مهار کند؟ در مقالهی پیشرو تلاش کردهایم فارغ از هیاهوی رسانهای، ردمجیک ۱۱ پرو را از جنبههای مختلف به زیر ذرهبین ببریم.
طراحی؛ جوهره اصیل گوشیهای گیمینگ
طراحی رد مجیک ۱۱ پرو نشان میدهد که خلاقیت در دنیای موبایل نمرده است. در نمونهی مورد بررسی زومیت، زیر پنل پشتی شیشهایِ شفاف دستگاه، لایههایی از ورقهای نقرهای پیچشده بهچشم میخورد؛ درحالیکه در مرکز بدنه نیز سیالی آبیرنگ بهعنوان خنککنندهی مایع در مسیری دوار حرکت میکند و جلوهای چشمنواز و متفاوت به دستگاه میبخشد.
طراحی ردمجیک ۱۱ پرو چنین القا میکند که گویی نیرویی عظیم در لایههای زیرین کالبد یخی دستگاه به بند کشیده شده؛ از همین رو، انتخاب نام «Sub-Zero» برای این نسخه هوشمندانه بهنظر میرسد. ترکیب رنگی و نام رنگبندی دستگاه بهشکلی ملموس، شخصیت سرد و مرگبار سابزیرو در مجموعهی مورتال کامبت را تداعی میکند.
روی بدنه هیچگونه برآمدگی بهچشم نمیخورد؛ زیرا مجموعهی دوربین به زیر پنل شیشهای پشتی منتقل شده است تا یکی از چالشها و مزاحمتهای همیشگی موبایلگیمرها، یعنی تماس مداوم دست با لنزهای دوربین حین بازی، وجود نداشته باشد؛ البته همین قرارگیری لنزها زیر لایهی شیشهای، جدا از فوایدی که دارد، حین عکاسی میتواند باعث افزایش بازتاب نور و ایجاد فلر در برخی سناریوهای نوری شود. از سوی دیگر، بدنه بهشدت اثر انگشت و لکه را بهخود جذب میکند و اگر میخواهید عکسهایتان تار نشود، مجبورید بهطور مداوم آن را تمیز کنید.
در انتهای مجموعهی دوربین ردمجیک ۱۱ پرو، فن کوچکی جای گرفته است که ویترین سیستم خنککنندهی رد مجیک ۱۱ پرو را تکمیل میکند؛ در بخش سختافزار، توضیحات مفصلتری دربارهی کارکرد فن خنککنندهی گوشی ارائه خواهیم داد.
ضیافت بصری نوبیا به همینجا ختم نمیشود؛ نورپردازی RGB که امضای این برند و جزوی از ماهیت گوشی بهحساب میآید، نه تنها روی فن و لوگوی رد مجیک، بلکه قسمتهای دیگر روی پنل پشتی را روشن میکند تا اصالت و DNA یک دستگاه گیمینگ تمامعیار را به رخ بکشد.
اطراف پنل را فریمی در بر میگیرد که سازنده میگوید از آلومینیوم گرید صنایع هوافضا ساخته شده؛ متریالی که درمقایسهبا آلومینیوم رایج، در عین چگالی کمتر، مقاومتتر است. بهدلیل استفادهی شرکت از باتری حجیم و سیستم خنککنندهی پیشرفته، وزن دستگاه به ۲۳۰ گرم میرسد؛ البته بهلطف توزیع جرم و ارگونومی مناسب، وزن گوشی در دست نسبتا متعادل احساس میشود و در استفادههای طولانیمدت چندان آزاردهنده نیست.
فریم دستگاه، بخش فرورفتهای قرار دارد که عبارت «Game Mode» روی آن حک شده و با نورپردازی RGB همراه شده است؛ در نزدیکی آن شیاری به چشم میخورد که فن از طریق آن هوای خنک مورد نیاز خود را به داخل میکشد، در امتداد این مسیر و روی فریم سمت راست، هوای گرم درون بدنه از طریق خروجی اختصاصی به بیرون هدایت میشود.
دکمهی کشویی نارنجی Magic Key نیز با لغزاندن روبهبالا، بهصورت پیشفرض فضای Game Space را فراخوانی میکند؛ البته در تنظیمات امکان شخصیسازی این کلید وجود دارد. فرورفتگیهایی که حکم شولدر تریگر دارند نیز در همین قسمت دیده میشوند؛ دکمههایی که درستمانند کنترلرهای کنسول عمل میکنند و از نورپردازی RGB بینصیب نماندهاند. دکمههای تنظیم صدا، پاور و یک میکروفون نیز روی همین لبه جای گرفتهاند.
از ویژگیهای جالب گوشی میتوان به جک ۳٫۵ میلیمتری صدا روی لبهی بالایی اشاره کرد؛ قابلیتی که این روزها، بهویژه برای گیمرها، حکم یک غنیمت واقعی را دارد. لبهی پایینی نیز میزبان اسپیکر، دو میکروفون و درگاه USB-C 3.2 Gen 2 است؛ درگاهی که علاوهبر شارژ، امکان خروجی تصویر 4K و اتصال انواع تجهیزات جانبی را فراهم میکند. با در نظر گرفتن میکروفونهای تعبیهشده در بالا و پایین دستگاه، مجموع میکروفونها به چهار عدد میرسد که نوید ثبت صدایی دقیقتر در مکالمه و ضبط ویدیو را میدهد.
در نهایت، پنلهای شیشهای جلو و پشت دستگاه با پوشش محافظ گوریلا گلس محافظت میشوند؛ این پوشش جدیدترین و مقاومترین نسخه بازار نیست؛ اما با در نظر گرفتن برچسب قیمتی رقابتیِ ۷۵۰ دلاری، انتخابی کاملا منطقی و قابلتوجیه به شمار میرود.
نمایشگر رد مجیک ۱۱ پرو؛ خوب نه ایدهئال
ردمجیک ۱۱ پرو با اختصاص بیشاز ۹۰ درصد از نمای جلویی به نمایشگر ۶٫۸۵ اینچی OLED و کاهش ضخامت حاشیهها، عملا بیشترین سطح ممکن را به نمایش محتوا و بازی اختصاص داده است؛ انتقال دوربین سلفی به زیر نمایشگر و حذف کامل ناچ و حفره نیز هرگونه مزاحمت بصری را به حداقل رسانده تا گیمر در پرجزئیاتترین صحنهها هم با تمرکز کامل یک پیکسل از میدان دیدش از دست نرود؛ یک تجربهی گیمینگ تمامصفحهی واقعی!
در ردمجیک ۱۱ پرو از پنل LTPO خبری نیست؛ احتمالا پنل گوشی بر پایهی بکپلین LTPS ساخته شده است که بهعلت تحرک الکترونی بالا، امکان دستیابی به نرخ نوسازی حداکثری ۱۴۴ هرتز و همینطور پاسخگویی بالاتر را فراهم میکند؛ در تنظیمات نمایشگر، گزینههایی از ۶۰ تا ۱۴۴ هرتز به همراه حالت Auto دیده میشود. در ردمجیک ۱۱ پرو، نرخ نوسازی ۱۴۴ هرتزی در انحصار بازیها نیست؛ گوشی اجازه میدهد حین جابهجایی بین اپلیکیشنها نیز، این نرمیِ فوقالعاده را لمس کنید.
البته سیستم مدیریت انرژی رفتار عجیبی دارد؛ در حالت ۱۴۴ هرتزی وقتی صفحه را رها کنید (حالت Idle)، نرخ نوسازی به ۶۰ هرتز کاهش مییابد؛ اما پس از لمس مجدد و شروع کار با اکثر برنامهها، فرکانس معمولا روی ۱۲۰ هرتز قفل میشود و سقف ۱۴۴ هرتز بیشتر برای همان لحظات جابهجایی در اپها و بازیهای سازگار باقی میماند.
سازنده بهطور رسمی اشارهای به پشتیبانی از نمایش محتوای HDR نمیکند؛ اما نمایشگر امکان نمایش یک میلیارد رنگ را دارد؛ به همین دلیل، پخش محتوای HDR را در یوتیوب و گالری آزمایش کردیم و گوشی بدون مشکل از عهدهی آن برآمد. در چنین شرایطی و هنگام قرارگیری در برابر منبع نور، نمایشگر توانست به حداکثر روشناییِ ۲۴۳۰ نیت دست پیدا کند. با تنظیم روشنایی در حالت دستی نمایشگر تا ۷۱۵ نیت و در حالت اتوماتیک تا ۱۹۷۲ نیت روشن شد که عملکرد رضایتبخشی بهحساب میآید.
گر شما هم مثل من عادت دارید قبل از خواب یا در محیطهای تاریک با گوشی کار کنید، باید بدانید که حداقل روشنایی نمایشگر ردمجیک ۱۱ پرو چندان ایدئال نیست و این موضوع کمی توی ذوق میزند. در تستهای ما، کمترین میزان نوردهی به عدد ۳٫۵۹ نیت رسید که برای محیطهای کاملا تاریک، همچنان روشن و برای سلامت چشم بهشدت مضر محسوب میشود.
حال این موضوع را در کنار رفتار PWM نمایشگر در نظر بگیرید؛ سازنده از سوسو زدن با فرکانس تحسینبرانگیز ۲۵۹۲ هرتز برای محافظت از چشم صحبت میکند، بررسیهای دقیقتر وبسایت Notebookcheck، نشان میدهند که در سطوح پایین روشنایی پنل اغلب با فرکانس پایین ۱۲۰ هرتز سوسو میزند. ترکیب این سوسو زدن با حداقل روشنایی نسبتا بالا میتواند در استفادههای طولانیمدت شبانه باعث خستگی چشم یا سردرد در افراد حساس شود.
عملکرد نمایشگر ردمجیک ۱۱ پرو در برابر رقبا
محصول/آزمایش
حداقلروشنایی
حداکثر روشنایی
نسبت کنتراست
sRGB
DCI P3
دستی
خودکار
موضعی
پوشش
میانگین خطا
پوشش
میانگین خطا
ردمجیک ۱۱ پرو
۳٫۵۹
۷۱۵
۲۴۳۰
(HDR)
∞
۱۰۰ درصد
(Soft)
۱٫۳
۹۷٫۹ درصد
(Vivid)
۲٫۲
وانپلاس ۱۵
۱٫۰۸
۱۰۸۳
۴۰۰۰
(HDR)
∞
۱۰۰ درصد
(Standard)
۱٫۸
۹۶٫۳ درصد
(Vivid)
۳٫۱
شیائومی ۱۷ پرو مکس
۰٫۹۱
۱۲۱۰
۳۹۲۰
(HDR)
∞
۹۹٫۸ درصد
(Original Color PRO)
۱٫۵
۸۰٫۶
درصد
(Vivid)
۳٫۲
آیفون ۱۷ پرو مکس
۰٫۹
۱۰۴۱
۳۵۰۰
(HDR)
∞
۹۹٫۹ درصد
۱٫۰
--
--
گلکسی S25 اولترا
۰٫۷۲
۸۷۸
۲۶۵۰
(HDR)
∞
۱۰۰ درصد
(Natural)
۳٫۲
۹۷٫۶ درصد
(Vivid)
۴٫۶
پیکسل ۱۰ پرو XL
۱٫۸
۱۴۲۰
۳۳۰۰
(HDR)
∞
۹۷٫۱ درصد
(Natural)
۱٫۳
۸۳٫۲ درصد
(Adaptive)
۳٫۵
تمام نتایج درجشده در جدول از سوی زومیت اندازهگیری شدهاند.
نمایشگر از نظر دقت رنگی وضعیت بسیار بهتری دارد و در سطوح معمول روشنایی، تجربهای دلچسب برای تماشای محتوا ارائه میکند. در بخش تنظیمات نمایشگر چهار پروفایل رنگی در دسترس قرار دارد که حالت Vivid نمایندهی فضای رنگی DCI‑P3 است و حدود ۹۷ درصد از این فضا را با میانگین خطای رنگی ۲ بازتولید میکند. پروفایل Soft نیز با پوشش کامل فضای رنگی sRGB و دقت بسیار خوب در حدود ۱ واحد، عملکرد مناسبی برای نمایش طبیعی و کنترلشدهی رنگها ارائه میدهد؛ البته رنگها کمی به سمت تُن سرد متمایل هستند؛ اما کاربر میتواند از همان بخش تنظیمات، گرمی یا سردی تصویر را بسته به سلیقهی خود تغییر دهد.
نرمافزار؛ ملغمهای از تضادها
رد مجیک ۱۱ پرو با رابط کاربری Redmagic OS 11 بر پایهی اندروید ۱۶ عرضه میشود. نوبیا با اتخاذ سیاستی ناامیدکننده میگوید دستگاه فقط دو سال آپدیت سیستمعامل و پنج سال آپدیتهای امنیتی دریافت خواهد کرد؛ شاید استفادهی سنگین گیمرها و استهلاک بالای سختافزار، چرخهی عمر کوتاهتر گوشی گیمینگ را توجیه کند؛ اما وقتی پرچمداران تا ۷ سال پشتیبانی میشوند، محدودکردن محصولی قدرتمند به دو سال بهروزرسانی اندروید، نوعی قدرنشناسی نسبت به تواناییهای پردازشی دستگاه بهحساب میآید.
از نظر بصری، طراحی آیتمها در منوی اپلیکیشنها برای گوشی گیمینگ و سختافزارمحور قابلقبول است و اشباع رنگها چشمنواز بهنظر میرسد؛ اما این انسجام بصری در تمام بخشهای رابط کاربری ادامه پیدا نمیکند؛ بهطوریکه با ورود به بخش تنظیمات، سادگی بیشازحد آیکونها و نبود زبان طراحی منسجم بیشاز هر چیز به چشم میآید و تا حدی حس ناپختگی نرمافزاری را القا میکند؛ بهنظر میرسد سازنده در برخی قسمتها بهجای صرف زمان برای طراحی، از آیکونهای آماده یا بیش از حد ساده استفاده کرده است. حتی ناهماهنگیهایی در اجرای انیمیشنها والپیپرهای پیشفرض مشاهده میشود؛ اما بعید بهنظر میرسد که چنین کاستیهایی برای گیمرهای حرفهای که بیش از هر چیز برایشان فریمریت و پایداری عملکرد اولویت دارد، اهمیت چندانی داشته باشد.
پیشتر به فن و سیستم خنککنندهی مایع اشاره کردیم؛ خوشبختانه در بخش تنظیمات، دستتان برای شخصیسازی این المانها کاملا باز است؛ برای مثال، میتوانید تعیین کنید کدام بخشهای پنل پشتی روشن شوند، الگوی نورپردازی چگونه باشد و افکتها با چه سرعتی تغییر کنند. حتی فن خنککننده نیز از نورپردازی RGB بیبهره نمانده و امکان اعمال افکتهای ترکیبی را در اختیارتان میگذارد.
با توجه به اینکه صدای فعالیت مداوم فن ممکن است آزاردهنده باشد، میتوان سرعت چرخش آن را کاهش داد تا صدای کمتری به گوش برسد. نکتهی جالب اینکه حتی صدای آغاز به کار فن نیز قابلیت شخصیسازی دارد. علاوهبراین، در بخش تنظیمات میتوان رفتار سیستم خنککنندهی مایع، از جمله سرعت گردش مایع را نیز بهدلخواه تنظیم کرد.
دستیار مورا؛ فرسنگها فاصله با هوشمندی
یکی از ویژگیهای متمایز رابط کاربری ردمجیک، حضور دستیار تعاملی این شرکت با نام «مورا» است؛ کاراکتری با طراحی انیمهای که پیشتر تنها در نسخههای چینی دیده میشد؛ اما از RedMagic 8 Pro به نسخههای جهانی نیز راه پیدا کرد. هرچند هستهی اصلی مورا تغییر بنیادینی نداشته؛ اما برای کاربرانی که برای نخستینبار با برند ردمجیک آشنا میشوند، آگاهی از قابلیتهای آن خالی از لطف نیست.
برخلاف هیاهوی تبلیغاتی سازنده، «مورا» در عمل فاصلهی زیادی با تعریف دستیار هوش مصنوعی واقعی دارد و بیشتر باید آن را یک شخصیت فانتزیِ قابلبرنامهریزی دانست. در اینجا از درک عمیق از زبان خبری نیست و مجبورید برای اجرای سادهترین دستورات، کلیدواژهها و سناریوها را بهصورت دستی و قدمبهقدم تعریف کنید؛ فرایندی که بیشتر به برنامهریزی یک ربات ساده شباهت دارد تا تعامل با یک هوش مصنوعی پیشرفته.
در گیم اسپیس، فضای اختصاصی بازی ردمجیک، هم قابلیت مربی هوشمند (Mora AI Coach) برخلاف نام دهنپرکنش، قرار نیست جای مهارتهای شما را بگیرد؛ بلکه بیشتر شبیه یک کمکخلبان خواهد بود که بار تصمیمگیریهای ساده و محاسبات جزئی را از دوشتان برمیدارد؛ بهعنوان مثال، میان یک درگیری سنگین در لحظهی مناسب هشدار بازگشت دشمنان را میدهد. در واقع مورا تاکتیک تازهای ارائه نمیدهد؛ بلکه مدیریت بحران میکند تا شما بتوانید روی مهمترین هدف، یعنی از بین بردن حریف، تمرکز کنید.
خارج از میدان نبرد و در محیط رابط کاربری، شخصیت فانتزی مورا میتواند در قالب انیمیشنهای شارژ، ویجتهای تعاملی هوماسکرین یا سیستم نمایش اعلانها ظاهر شود و حتی با لحنی خاص برای بیدار کردن شما از خواب ایفای نقش کند؛ اما اگر از طرفداران قدیمی ردمجیک باشید، احتمالاًهیچکدام از این موارد شما را هیجانزده نخواهد کرد؛ چراکه مورا همچنان در همان جایگاه قبلی خود درجا میزند: افزونهای پرزرقوبرق و قابل شخصیسازی که لفظ «دستیار هوشمند» برایش کمی بزرگ جلوه میکند.
جعبهابزار گیماسپیس؛ دریایی از امکانات
پیشتر از فضای بازی یا همان گیماسپیس صحبت کردیم؛ جعبهابزار گیماسپیس مانند دکمهی تغییر شخصیت برای گوشی عمل میکند؛ تصور کنید گوشی در طول روز یک کارمند مؤدب و اتوکشیده است که کارهای اداری را انجام میدهد؛ اما وقتی دکمهی قرمز کنار بدنه را میزنید، کراواتش را باز میکند، آستینهایش را بالا میزند و تبدیل به یک ماشین جنگی تمامعیار میشود!
اینجا دیگر خبری از نوتیفیکیشنهای مزاحم نیست. تمام زور و توان CPU و RAM از برنامههای دیگر گرفته شده و دودستی تقدیم بازی میشود؛ اما ماجرا فقط به قدرت ختم نمیشود؛ گیم اسپیس یک جعبهابزار کامل را هم در اختیارتان میگذارد. در همین بخش میتوانید تریگرها را بهصورت جداگانه برای هر بازی شخصیسازی کنید و با قابلیتهایی مثل «Rapid Fire» یا اجرای همزمان دو فرمان، در موقعیتهای حساس برتری محسوسی نسبت به کنترل لمسی معمولی به دست آورید.
بهلطف پلتفرم «Gravity X»، میتوانید موس، کیبورد یا دستهی بازی را به گوشی وصل کنید و دکمههای آنها را روی صفحهی لمسی گوشی مپ کنید؛ یعنی حتی در بازیهایی که اصلا از موس و کیبورد پشتیبانی نمیکنند، میتوانید با این ترفند بازی کنید و برتری ناعادلانهای نسبت به بقیه داشته باشید! بهعلاوه، با «پلاگینها» ابزارهای تقلبگونهای مثل زوم دیجیتال (Scout Mode) و نشانگر کمکی (Crosshair) داشته باشید. حتی میتوانید با «RedMagic Studio» تصویر را روی مانیتور بیندازید و رسما گوشی را به یک کنسول خانگی تبدیل کنید.
مهمتر از همهی اینها در گیماسپیس میتوانید پروفایل عملکردی را روی «Eco» یا «Balance» بگذارید، یا اگر قدرت بیشتری میخواهید سراغ حالت «Rise» بروید. اگر باز هم راضی نشدید، حالت مخفی «Diablo Mode» وجود دارد که عملا ترمزهای گوشی را میبرد و تمام قدرت سختافزار را بدون هیچ محدودیتی آزاد میکند.
نکتهی جذاب دیگر، قابلیت Frame Interpolation است؛ فناوری هوشمندی که با ساخت و اضافه کردن فریمهای مصنوعی بین فریمهای واقعی، نرخ فریم خروجی را افزایش میدهد تا همهچیز نرمتر و روانتر از حالت عادی به نظر برسد؛ البته ممکن است به قیمت کمی Input Lag تمام شود.
در نهایت، گیماسپیس نشان میدهد که ردمجیک تلاش کرده است تا تمام نیازهای یک گیمر موبایل، از مدیریت منابع و خنککننده گرفته تا ابزارهای جانبی و شخصیسازی کنترلها را در یک پکیج واحد ارائه دهد؛ البته استفاده از همهی قابلیتها؛ بهویژه ابزارهای شبهتقلب یا حالتهای پرفشاری مثل دیابلو شاید برای هر کاربری ضروری نباشد؛ اما وجودشان قطعا دست کاربر حرفهای را برای تسلط بیشتر بر بازی باز میگذارد.
سخت افزار؛ جنون سرعت
ردمجیک ۱۱ پرو برای تضمین جایگاه خود بهعنوان یکی از قدرتمندترین گوشیهای گیمینگ بازار، طبق سنت همیشگی به سراغ جدیدترین شاهکار کوالکام رفته است؛ Snapdragon 8 Elite Gen 5 ترکیبی کمرقیب از قدرت پردازشی و مصرف بهینهی انرژی را ارائه میدهد. از آنجا که پیشتر در مقالهای مفصل به بررسی معماری و قابلیتهای تراشه پرداختهایم، از تکرار مکررات پرهیز کرده و پیشنهاد میکنیم برای آشنایی عمیقتر با تراشه، مقالهی خواندنی زیر را از دست ندهید
ردمجیک برای متمایز کردن تجربهی کاربری پرچمدار گیمینگش، تنها به قدرت خام تراشهی پرچمدار کوالکام اکتفا نکرده و با بهرهگیری از تراشهی بازی اختصاصی RedCore R4، تقسیمِ کار هوشمندانهای را در سیستم پیاده کرده است. این تراشه بهعنوان واحد پردازش کمکی وارد عمل میشود و بهجای آنکه تمام بارِ پردازشهای سنگین روی دوش تراشهی اصلی باشد، وظایفی همچون پردازشهای صوتی، افکتهای لمسی و بخشیاز محاسبات تصویری را بهصورت مستقل انجام میدهد تا با کاهش فشار بر پردازندهی مرکزی پایداری عملکرد حین پردازشهای سنگین حفظ شود.
جادوی این همزیستی سختافزاری بیشتر در بخش بصری خودنمایی میکند؛ جاییکه RedCore R4 با تکیهبر الگوریتمهای Super Resolution و Frame Interpolation، بافتهای گرافیکی را بازسازی میکند و با تزریق فریمهای میانی، تجربهی بصری نرم و سیالی را تا سقف ۱۴۴ فریمبرثانیه رقم میزند؛ اما کار به اینجا ختم نمیشود؛ این تراشه در هماهنگی دقیق با موتور نرمافزاری Energy Cube 3.0 در فضای Game Space با مدیریت لحظهبهلحظهی منابع CPU و GPU، بهینهسازی سیستم خنککننده و به حداقل رساندن Input Lag، نفسگیرترین بازیها را نیز با کمترین افت فریم و نوسان دما به انجام میرساند.



